الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
151
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
وى طرفدار نعمان نيست و با يكايك آنها خلوت كرده و مىگفت : اگر كسرى از شما سؤال كرد كه آيا مرا از امور اعراب كفايت مىكنيد ؛ در جواب بگوييد كه خير . ما اصلا نخواهيم توانست كه به تنهايى تو را كفايت كنيم . اما به نعمان گفت كه اگر پادشاه در مورد اعراب از تو سؤال كرد ، بگو كه تو را در مورد آنها كفايت مىكنم و اگر در مورد برادرانت سؤال كرد ؛ بگو اگر در مقابل آنها عاجز باشم ، پس در مقابل اعراب عاجزتر خواهم بود ! ( 1 ) پس به هنگامى كه كسرى به عدىّ بن زيد دستور داد كه برادران را يكى پس از ديگرى بر وى عرضه كند . او از آنها سؤال كرد : آيا از آنچه كه مرا كفايت مىكرديد ؛ كفايت مىكنيد ؟ گفتند : ما نخواهيم توانست كه در مقابل اعراب تو را كفايت كنيم ! مگر نعمان كه وقتى از وى سؤال شد كه آيا مىتوانى مرا در مقابل اعراب كفايت كنى ؛ گفت : بله . وقتى كه از وى سؤال شد با برادرانت چه خواهى كرد ؟ در جواب گفت : اگر در مقابل آنها عاجز باشم ، پس در مقابل اعراب عاجزتر خواهم بود . پس كسرى وى را به پادشاهى انتخاب كرد و خلعت پادشاهى و لباسهاى لؤلؤ را به او پوشانيد ! او از آنجا خارج شد در حالى كه به سلطنت رسيده بود . ( 2 ) اسود بن منذر را خانوادهاى اشرافى از حيره كه به آنها « بنو مرينا » مىگفتند ؛ نگهدارى و تربيت مىكردند و در ميان آنها مردى شاعر و تيرانداز بود كه به وى عدىّ بن اوس بن مرينا مىگفتند : او هنگامى كه اين توطئه را ديد ، به بعضى از نزديكان و خواص نعمان دستور داد كه نزد نعمان به بدگويى از عدىّ بن زيد بپردازند و بگويند كه عدى گمان مىكند كه پادشاه ( نعمان بن منذر ) عامل اوست و او بوده است كه او را به حاكميت رسانده است و اگر او نبود ، نعمان به سلطنت نمىرسيد و . . . آنها دائما از عدىّ نزد نعمان بدگويى مىكردند تا اين كه او را بدگمان و خشمگين كردند و او هم نامهاى به عدىّ نوشت و گفت : مشتاق ديدارت هستيم ، آيا به ديدار ما نمىآيى ؟ ! عدىّ از كسرى ( خسرو ) اجازه گرفت و نزد نعمان رفت . به محض ملاقات ، نعمان دستور داد كه عدىّ را در جاى دور افتادهاى زندان كنند ! ( 3 ) عدىّ در زندانش شعر مىگفت و سعى مىكرد كه دل نعمان را به دست آورد و براى همين حرمت و مقامش را يادآور شود و از سرگذشت پادشاهان قبلى او را آگاه مىكرد ؛ ولى اين توصيهها اثرى نبخشيد و دشمنانش از خانوادهء آل مرينا هم چنان از وى در درگاه نعمان